محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

22

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

شرح و تفسير ( و أيّ امرئ منكم أحسّ من نفسه رباطة جأش عند اللّقاء و رأى من أحد من إخوانه فشلا فليذبّ عن أخيه بفضل نجدته الّتي فضّل بها عليه كما يذبّ عن نفسه ) در جنگ مانند روح و بدن واحد باشيد و هريك پشتيبان ديگرى گرديد ؛ آن‌گونه كه فردى با دستانش ، چشمانش را از گزند به دور نگه مىدارد . به‌اين‌ترتيب اگر يكى از شما نيرومندتر و دليرتر از برادرش بود و او به ياريش نياز داشت ، در اين كار شتاب كند و در كنار او دشمن را دور كند و در اين كار تنها خدا را در نظر گيرد . زيرا خدا او را از درخواست يارى بىنياز كرده است . ( فلو شاء اللّه لجعله مثله ) و چه‌بسا ممكن است او نيز همانند ديگرى نيازمند يارى شود . ( إنّ الموت طالب حثيث لا يفوته المقيم و لا يعجزه الهارب ) حال كه مرگ در پى همگان است و راه فرارى از او وجود ندارد ، چرا بايد ترسيد و چرا بايد از جنگ گريخت ؟ ( إنّ أكرم الموت القتل ) انسان شريف و آزاده نمىتواند در اجتماعى زندگى كند كه در آن به بردگى گرفته مىشود و از او و ديگر افراد جامعه بهره‌كشى مىشود . چنين كسى تلاش‌گرانه راه آزادى و رهايى از اسارت را جستجو مىكند و اگر راه چاره‌اى نداشت ، مرگ را بر زندگى برگزيده و با كمال ميل آن را مىپذيرد ؛ ولى چگونه مرگى را برمىگزيند ؟ آيا آن‌گونه كه بسيارى در مناطقى از هند و سرزمينهاى ديگر در اعتراض به ستم و تجاوز ، دست به خودكشى مىزنند ؛ او نيز چنين مىكند ؟ و يا سلاح برمىكشد و با متجاوزان مىجنگد تا زمانى كه مرگش فرابرسد ؟ بىترديد خودكشى ، گريز از بد به بدتر است و او زندگى برده‌وار را با مرگ درمان مىكند ؛ اما مجاهدى كه در نبرد با